پرسش و پاسخ روانشناسی

ابتدا لازم است که از اخر سوال شما شروع به بررسی شرایط کنیم شما به علت علایم افسردگی در رابطه با همسرتان به مشکل بر خوردید و روزانه دعوا دارید و این شرایط بر روی فرزندان شما نیز تاثیر گذاشته و باعث افسردگی در آن ها شده است.
در ابتدا باید قبول کنید که نیاز به کمک دارید و باور داشته باشید تا خودتان نخواهید شرایط تغییر نخواهد کرد بنابراین ابتدا به یک مشاور مراجعه کنید و سپس از راهنمایی های زیر برای بهبود شرایط کمک بگیرید

  1. روزانه وقتی را برای گفت و گو با همسر و فرزندانتان در نظر بگیرید
  2. سعی نکنید به تنهایی مشکلات را حل کنید بلکه از دیگران نیز کمک بخواهید
  3. از جملات و کلمات مثبت استفاده کنید و به روزهای خوب گذشته و اینده روشن فکر کنید
  4. ورزش و شرکت در فعالیت های گروهی باعث کاهش علایم افسردکی می شود

صحبت کردن از دوست داشتن بسیار ساده و اسان است اما آنچه میزان علاقه واقعی افراد را نشان می دهد حرف و سخن تنها نیست اگر می خواهید متوجه شوید که فرد مورد نظرتان واقعا”دوستتان دارد یا نه ، بهتراست به جای اینکه تنها به حرفهای او اهمیت بدهید ، نشانه های دوست داشتن را در رفتارو عمکرد او پیدا کنید

فردی که وافعا” به شما علاقمند باشد و ازهوس نباشد را میتوان از نشانه های زیر شناخت

  1. به خواسته ها و علایق شما توجه زیادی نشان می دهد و دوست دارد بداند علایق و سلایق شما چیست
  2. افراد برای رسیدن به شخصی که به او علاقمند هستند سعی می کنند موانع و مشکلات را از میان بردارند و خود را به شما نزدیک کنند.
  3. فردی که وافعا علاقمند به شما باشد دوست دارد در همه شرایط و لحظات در کنار شما باشد.
  4. به شما زمان و فضای کافی برای رشد و پیشرفت می دهد
  5. شما را در تمامی موقعیت ها درک می کند
  6. به تغییرات ظاهری و فیزیکی شما هرچند کوچک شما واکنش نشان میدهد و متوجه آن می شود
  7. برای اینده و تصمیمات خود حضور شما را درکنار خودش منصور میشود و برنامه های مشترکی در نظر دارد
  8. برای همراهی با شما تلاش می کند
  9. در تمامی شرایط از دیدن و بودن در کنار شما شاد می شود.
  10. برای شما همیشه در دسترس هست و بدون غروررفتار می کند

ازدواج یک امر چند عاملی است. یعنی برای این که دو نفر بتواند ازدواج کنند و ازدواج پایدار و رضایت مندانه ای هم داشته باشند، باید چند عامل مختلف کنار هم جمع بشوند تا این اتفاق بیفتد. سن یکی از این عوامل است. درست است که شما سال در این رابطه بوده اید و رضایت دارید اما در مورد شرایط ازدواجتان فکر کرده اید؟ فکر اینکه چرا با حتی رضایت هر دو شما ،طرف مقابل اقدامی به درخواست رسمی ندارد؟یکی از این علت ها سن شما نیست؟در مورد دید خانواده ایشان در مورد ازدواج با فرد بزرگتر اطلاعی دارید؟

شما در مورد سن خوتان و ایشان صحبتی نکرده اید اما اگر شما به عنوان زن، بیست و هفت هشت ساله هستید و شخص مقابل پسری بیست و سه ساله است به این نکته توجه کنید، شما در دوره جوانی به سر می برید و به دلیل زن بودن تان به بلوغ کامل رسیده اید اما همسر مورد نظرتان در اواخر دوره نوجوانی است و هنوز به طور کامل وارد دوره جوانی نشده است این تفاوت مهم است چون نیازها و انتظارات انسان ها در هر دوره ای از زندگی با دوره بعدی یا قبلی متفاوت است

در ازدواج های به این صورت ابتدا ما از مراجعه کننده می خواهیم در مورد سوالات زیرفکر کنند

قبل از این که بخواهید ازدواج کنید باید بدانید کیستید، چه هویتی از خودتان سراغ دارید و می خواهید چه کار کنید؟ به خصوص حالا که می خواهید با مردی کوچکتر از خود ازدواج کنید، لازم است بدانید چه جور آدمی هستید؟ مثلاً اگر در آینده جایی رفتید و دیگران درباره تفاوت سنی شما و همسرتان سؤال کردند آیا ناراحت می شوید یا برایتان مهم نیست؟ .

و از سویی انگیزه طرف دیگر از ازدواج با شما چیست؟ با واقع بینی به این سؤال جواب بدهید

به نظر خیلی بیشتر از شما، طرف مقابل احتیاج به کمک دارد. صورت مساله واضح است و شما انتظار دارین بعد از سال چه کسی به شما چه کمکی کند؟ با این ها در صورتی که با شناخت دقیق تصمیم به جذب ایشان برای ازدواج گرفته اید و دلیل عدم درخواست ازدواج ایشان فقط به دلایلی مانند ترس و نگران از اینده بودن هست میتوانید با صحبت و صراحت کلام از ایشان بخواهید تکلیف رابطه را مشخص کنند و از راهنمایی های زیر هم می توانید برای جذب ایشان استفاده کنید

  1. شنوای صحبت های هم باشید
  2. حق به جانب نباشید
  3. بخشنده باشید
  4. همراه و همدل هم باشید
  5. رابطه خود را خیلی تحلیل نکنید
  6. طرف مقابل را تحسین کنید
  7. بهم و رابطه تان متعهد باشید
  8. برای رابطه‌تان برنامه‌ریزی نکنید.
  9. اعتقاد به اینکه رابطه‌‌ی زن و مرد یک خیابان دوطرفه‌ است و اگر فقط یک طرف بروید، به‌زودی به پایان آن خواهید رسید
  10. خود را با هم وفق بدهید
  11. برای خود زمان در نظر بگیرید
  12. مشوق هم باشید
  13. از هم انتقاد نکنید بلکه راه حل ارائه بدهید
  14. به حریم شحصی هم احترام بکذارید
  15. اشتباهات خود را قبول کنید
  16. هدف مشترک داشته باشید
  17. با خودتان و یکدیگر صادق باشید
  18. مثبت اندیش باشید

و به شما پیشنهاد می کنم با دید منطقی و مشورت با مشاوره در این زمینه تصمیم بگیرید.

فوت همسر یکی از تلخ ترین تجارب زندگی است و تغییرات بزرگی در زندگی افراد به همراه خواهد داشت. فرد بعد از فوت همسرش با احساسات مختلفی دست و پنجه نرم کرده و از مراحل مختلفی عبور می کند تا نهایتا به زندگی روزمره خود بازگردد.
بحران پس از فوت همسر شامل چند مرحله است که باید از انها گذر کرد:

  • خشم: فرد بعد از اینکه واقعیت فوت همسرش را می پذیرد، احساس عصبانیت و خشم می کند. ممکن است از این عصبانی باشد که چرا تنها مانده و ترک شده است
  • غم و افسردگی
  • پذیرش

شما مرحله اول و دوم را پشت سر کذاشته اید و مرگ همسرتان را پذیرفته اید و اکنون در مرحله غم افسردگی قرار دارید.
اندوهگین بودن مرحله سختی از زندگی هر فرد است بویژه اینکه این غم بر اثر از دست دادن همسر باشد افسردگی سوگ می تواند از چند روز تا چند ماه (۲ماه و یا بیشتر) ادامه پیدا می کند ولی آنچه مهم است مدیریت اندوه و غمتان است.
به خودتان اهمیت دهید: سعی کنید که منظم غذا بخورید هر چند این کار برایتان سخت است و از کارهای پرخطر بپرهیزید.
ورزش کنید.
هنگامی که دوست دارید در مورد همسرتان صحبت کنید، اجازه دهید دوستانتان اطرافتان باشند و به حرف های شما گوش دهند. ممکن است کسانی مثل خانواده همسرتان باشند که آن ها هم سوگوار باشند و مایل باشند خاطرات همسر مرحومتان را با شما به اشتراک گذارند.
صبر کنید و عجله نکنید: در مورد اتفاقاتی که افتاده است صبور باشید و برای انجام دادن کارهای بزرگ عجله نکنید
بزرگداشت یاد او در سالروز تولدش یا سالگرد ازدواجتان و رفتن بر سر مزار او در تعطیلات باعث می‌شود که روح او را در کنار خود حس کنید و قلبتان آرام شود.
خودتان را منزوی و گوشه‌گیر نکنید
اندوهتان را انکار نکنید
اگر دوران سوگواری پس از از دست دادن همسرتان طولانی تر از حد معمول شده است و افسردگی و ناامیدی زندگی شما را مختل کرده است، شاید لازم باشد از یک مشاور و متخصص کمک بگیرید

البته باید بدونید که بوسیدن برای پسر من یک امر کاملا عادیه و هر شب که من از سر کار میام خودش ومادرش رو میبوسم
با این وجود ممنون میشم نظرتون رو بدونم

سبک رفتاری والدین در تأثیرات منفی برخی رفتارها (از قبیل در آغوش گرفتن و بوسیدن هم‌دیگر) دخالت دارد. به این صورت که این رفتار‌ها با رنگ‌و‌بوی جنسی و لذت‌بخش برای کودکان مفهوم دارد و بنابراین در تربیت جنسی آنان اثرات نامطلوبی را به دنبال خواهد داشت. اما درصورتی‌که در آغوش گرفتن یا بوسیدن همسر در مقابل فرزندان، جزء سبک رفتاری پدر یا مادر باشد و کودکان از همان کودکی با این رفتار تنها به‌عنوان ابراز محبت و احترام آشنا باشند؛ به نظر می‌رسد با حفظ شرایط آن تأثیر منفی در تربیت جنسی آنان نداشته باشد؛ مثلاً پدر با همان حالت که دختر دوازده ساله خود را پس از سفری طولانی می‌بوسد، مادرش را نیز ببوسد.
در مورد فیلم هم اگر منجر به ایجاد هیجانات و سوالات بیشتر در کودک نشود و یا رفتارهایی که در فیلم نمایش داده می شود رفتارهایی سبک و دور از شان نباشد مشکلی نیست.

علت این رفتار کودک شما میتواند عوامل زیر باشد:

  1. راحت بودن در لباس هایی که قبلا پوشیده
  2. ترس خراب شدن لباس های بهتر
  3. رفتار شما و پدرش در مورد حساس بودن روی لباس های نو

برای تغییر رفتار می توانید راههای زیر را امتحان کنید:

  1. دسته بندی لباس ها و توضیح شرایطاستفاده از هر کدام
  2. لباس های راحت و مناسب تهیه کنید. در انتخاب نوع و مدل و جنس لباس دقت نمایید.
  3. برای او توضیح دهید چرا و چگونه لباس می پوشیم و هر لباسی مناسب چه مکان و زمان و فصلی است
  4. اگر برای پوشیدن لباس نامناسبی اصرار می کند بدون عصبانیت برایش توضیح دهید به چه دلیل نمی تواند آن لباس را بپوشد. به او قول دهید در جایی دیگر به او اجازه پوشیدن آن را خواهید داد. اگر قانع نشد با جدیت مانع شوید و وقتی حرف تان را پذیرفت سریع او را تحسین کنید.

شما نوشته اید که از کسی در محیط دانشگاه خوشتان امده و هبچ صحبتی نداشته اید پس معلوم هست بنا به یکسری رفتارهای ظاهری به ایشان علاقمند شدید و شناخت وجود ندارد و دلیلی بر تفاهم متقابل نیست. پس بدون اینکه هیجان زده بشید و هیجانات احساسات شما را درگیر کند ابتدا اطلاعات بیشتری از ایشون بدست بیاورید و با ایده ال های شما چقدر نزدیک هستند و با دید باز و منطقی به ایشان علاقمند شوید.با توجه به این موارد به نظر بهتر است کمی صبر کنید شاید خود ایشان پبش قدم برا شناخت و ابراز علاقه کنند
و اگر دیدید که ایشان اقدامی نکردند از یک دوست مشترک و یا واسط بخواهید غیر مستقیم شما را معرفی کنند.

قبل از هرچیز باید این را بدانیم که دوران نامزدى و عقد در حقیقت شمایل کلى از زندگى مشترک آینده و آنچیزی هست که قرار است با آن زندگی کنیم و با تصور اینکه بعد از شروع زندگى و رفتن در یک خانه همه چیز خود به خود درست مى شود و مشکلات دوران عقد و نامزدی پایان می یابد نیست و اصلا نباید به مشکلات این دوران بى توجه بود.
مدیریت مشکلات و عدم تفاهم های رفتاری و اخلاقی را یاد بگیریم و از انها استفاده کنیم.عدم استقلال همسر شما و وورد خانواده ای ایشان به تمامی مسائل زندگی عدم بلوغ فرد و ناتوانى فرد در مدیریت زندگی و ازدواج است. .زن و مردى که استقلال ندارند نمى توانند مرزهاى زوجى و خانوادگی خود را مشخص کنند و باعث مداخله و دخالت دیگران در حریم خود مى شوند.و اطرافیان حتی با نیت های خیر و خوب باعث ایجاد مشکلات بسیاری در روابط افراد و زوجین می شوند. افراد باید با کسب استقلال، حریم زوجى خود را مشخص کرده و به کسى اجازه ورود به آن را ندهند و این یک مهارت است که باید افراد یاد بگیرند و در زندگی بکار ببرند. آنچه مهم است اگر شما و همسرتان در سایر مسائل و موارد دارای تفاهم هستید و حتی مشکل شما دخالت خانواده می باشد باید منطقی و با جدیت با ایشان صحبت کنید و از ایشان بخواهید تا قاطعانه از خانواده بخواهند که اجازه استقلال بدهند و در صورت نیاز به راهنمایی وکمک به آنها مراجعه می شود.آنچه مهم است این است که ممکن است خانواده با این نظر در ابتدا مخالفت کرده و بازهم به رفتار خود ادامه بدهند ،اما قاطعیت و مدیریت همسر شما،به مرور باعث کاهش این دخالت ها می شود.می توانید برای یادگیری اصول مدیریت رفتاری به مشاوران مراجعه کنید.

بهترین اقدام این است که به مراکز مشاوره قبل از ازدواج مراجعه داشته باشید تا تستهای اولیه از شما صورت بگیرد. البته داشتن بلوغ شناختی، بلوغ جنسی، بلوغ اقتصادی و .. که ضرورت جدی دارد ولی برای اینکه خودتان از این وضعیت اطمینان پیدا کنید مشاوره با یک متخصص توصیه می شود.
من شرایط اولیه کسب شناخت از خودتان جهت ازدواج را برای تان شرح می دهم اما مراجعه حضوری خالی از فایده نمی باشد:
اصولا برای ازدواج نیاز به دو بلوغ است
هم بلوغ جسمی و روحی و هم بلوغ فکری
برای مثال شما باید وقتی به سال‌های آینده زندگی‌تان فکر می‌کنید و برای آینده‌تان برنامه می‌ریزید، در رویاهایی که می‌سازید ، زن زندگی‌تان را هم کنار خودتان تصور می‌کنید. برای شمایی که آماده ازدواج هستید، همه چیز در سایه کسی که قرار است در کنارتان باشد، تعریف می‌شود و برنامه‌ریزی بدون در نظر گرفتن خواسته‌ها و محدودیت‌های او، معنایی ندارد.
برای شمایی که حالا بیشتر از همیشه آماده ساختن زندگی مشترک هستید، تلاش برای تنها بودن و خلوت کردن با خود، جایش را به میل کنار کسی بودن می‌دهد. اگر هنوز برای ازدواج کردن آماده نباشید، تنهایی برای‌تان حتی از بودن با او هم ارزشمندتر خواهد شد و به بهانه اینکه به فرصتی برای خلوت کردن با خود نیاز دارید، از بودن در کنار او طفره خواهید رفت.
ضمن اینکه پرونده‌های گذشته را بسته‌اید. شاید سابقه شکست‌های عاشقانه‌ای را در کارنامه داشته باشید اما اگر بی‌آنکه متوجه شده باشید، چند وقتی است به‌خاطر شکست‌های قدیمی‌تان عذاب نمی‌کشید، یعنی برای شروع یک رابطه جدید آماده اید.
همچنین به نسبت قبل می‌خواهید بهتر از همیشه باشید
اگر آماده ازدواج باشید، با تمام توان‌تان برای برطرف کردن ضعف‌های‌تان تلاش خواهید کرد و حتی برای ساختن زندگی‌ای آرام‌تر و مرفه‌تر بیشتر از همیشه انرژی خواهید گذاشت. حتی اگر مال دنیا برای‌تان چندان ارزشی نداشته باشد، برای یک شروع بهتر بیشتر از همیشه کار خواهید کرد و از خواسته‌هایی که پیش از این به‌راحتی برآورده‌شان می‌کردید، خواهید گذشت تا به‌اندازه کافی برای ساختن زندگی تازه پس‌انداز داشته باشید. کار کردن بیشتر دیگر شما را عذاب نخواهد داد و به پس‌انداز نه به چشم محروم کردن خود از خواسته‌های‌تان، بلکه به عنوان تلاش برای هموار کردن جاده‌ای که با همسر آینده‌تان قرار است از آن بگذرید، نگاه خواهید کرد.
می‌توانید اعتماد کنید. زمانی که قدرت اعتماد کردن به دیگران را پیدا کرده‌اید، یعنی آماده ازدواج هستید و دوست دارید به کسی اعتماد و اتکا داشته باشید. چرا که در برخی از افراد دیده می شود که نمی توانند به جنس مخالف اعتماد کنند این دست جوانان اصلا اماده ازدواج نیستند.
و اینکه نباید بترسید. شما می‌دانید ساختن یک زندگی تازه کار آسانی نیست و قطعا چالش‌ها و سختی‌های زیادی را همراه می‌آورد، با این وجود آنقدر برای ساختن یک زندگی مشترک دلیل دارید که از سختی‌ها نترسید و آینده را مبهم و حتی وحشت‌آور تصور نکنید. این به معنای آن نیست که نگرانی نسبت به آینده ندارید. حتی گرفتن تصمیمی که به درست بودنش ایمان دارید هم می‌تواند نگران‌کننده باشد.

اگر پیامک مشکوکی در گوشی همسر خود پیدا کردید لطفا مدیریت بحران را به دست بگیرید .

قبل از هر اقدامی از صحت این که همسر شما مخاطب این پیامک بوده مطمئن شوید.

با فرض درست بودن ذهنیت شما درباره همسرتان

احساساتی بودن محتوای این پیامک می تواند گویای یک نکته مهم باشد به این معنی که جای خالی عواطف در رابطه شما و همسرتان احساس می شود.

چاره این است که به دنبال بازسازی روابط عاطفی و یا ارتباطی  با همسرتان باشید.

تلاش هایی که تاکنون داشته اید، کافی نبوده و باید بیشتر به همسرتان توجه کنید.

از علنی شدن این رابطه بادعوا بپرهیزید. زیرادر بسیاری از موارد  وی پس از پی بردن رابطه توسط شما راحت تر این نوع روابط را باتوجیه ادامه خواهدداد و به قولی مرزها از بین می رود.

بجای قهر ودعوا وشکایت و یا وارد کردن فشار روانی به خود وزندگی تان با فکر و خلاقیت و آموزش و کمک گرفتن از مشاور ،مهارتهای ارتباطی موثر را در التیام شکافهای عاطفی و ارتباطی به کار گیرید وعرصه رابرای میهمان ناخوانده باز نکنید…

راهکارهایی را برای جلوگیری از آسیبهای شکست عشقی و جدایى:

۱ .وقتی یک رابطه تمام شد، تمام شده است.

اگر رابطه تمام شد به یاد داشته ‌باشید که فکر کردن به خاطرات خوب رابطه می‌تواند تمام دلایل منطقی را از ذهن شما پاک کند و در نتیجه دوباره به همان رابطه مسموم بازگردید. خیلی طبیعی است که مغزتان شروع به خیالبافی کند و شما را قانع کند که این رابطه آنقدرها هم که فکر می‌کردید بد نبوده ‌است ولی اشتباه را تکرار نکنید. موقعیت را بپذیرید و سعی کنید به سمت آینده حرکت کنید.
۲_ از تداعی کننده ها پرهیز کنید.

از تمام محیط‌هایی که ممکن است شما را به یاد رابطه بیندازند پرهیز کنید. حتی اگر دوستان مشترکی داشتید برای مدتی از آنها دوری کنید، به هیچ وجه به محیط‌هایی که احتمال حضور او وجود دارد، نروید.

۳_ مسئولیت تصمیم خود را بپذیرید.

سعی کنید با درد ناشی از جدایی کنار بیایید، طبیعی است که بعد از جدایی احساس خلأ و گیجی کنید اما باید مسئولیت تصمیم‌ خود را بپذیرید و امید داشته ‌باشید که همه چیز خوب خواهد شد.

۴_ نگذارید نفرت جای عشق بنشیند.

بعد از مدت کوتاهی وارد مرحله نفرت می‌شوید و به شدت از همه چیز خشمگین می شوید. هم از خودتان عصبانی هستید هم از طرف قبلی‌تان، اما بعد از مدتی به این نتیجه خواهید رسید که این جدایی اجتناب‌ناپذیر بوده ‌است. در واقع این خشم و غلیان احساسات خیلی طولانی نخواهد بود، سعی کنید کارهای مثبت انجام دهیدتا از آنها انرژی بگیرید، سعی نکنید نفرت را جایگزین عشق به دوست قبلی‌تان کنید.

۵. یک شبکه اجتماعی از دوستان بسازید.

بعد از جدایی، شما به کسانی نیاز دارید که دوست‌تان داشته‌ باشند و شما را درک کنند، سعی کنید بیشتر در جمع دوستان و اقوام دلسوزتان باشید، آنها به شما کمک می کنند زودتر خودتان را پیدا کنید و روی پای خود بایستید، یک شبکه آرام‌بخش از دوستان بیش از هر چیز می‌تواند از دردها و آلام شما کم کند.
۶-داستانتان را بدون سانسور بنویسید.

سعی کنید آنچه درون‌تان وجود دارد را روی کاغذ پیاده کنید، البته حواستان باشد که باید کاملا با خود صادق باشید و خودتان را سانسور نکنید. یکی از مهم‌ترین فواید نوشتن این است که شما وقتی قلم به دست بگیرید ناگهان احساساتی روی کاغذ می‌آید که خودتان از دیدن آنها شگفت‌زده شده و در نتیجه به یک بینش و شناخت عمیق‌تر از خود می‌رسید و علاوه بر همه اینها نوشتن از بار غم‌ها کم می‌کند و دیگر احساس خفگی نخواهید کرد چون احساس می‌کنید مغزتان خالی شده‌است.
٧_ علایم هشدار برای خودتان قرار دهید.

یکی از بهترین راه‌ها برای فراموش کردن رابطه قبلی‌تان این است که فهرستی از تمام دلایلی تهیه کنید که می‌گویند چرا او برای شما فرد مناسبی نبوده ‌است. ظالم و صریح تمام دلایل را بنویسید، اینجا جایی نیست که بخواهید چیزی را ببخشید. از تمام وقایعی بدی که بین شما اتفاق افتاده احتمالا نشانه‌ای دارید، آن نشانه را به همراه احساسی که در آن لحظه داشتید کنار هم بگذارید. به خصوص اگر زمانی دلتان هوای عشق قبلی را کرد سراغ این یادآوری‌کننده‌ها بروید.
٨_ چیزهای جدید پیدا کنید.

یک جدایی می‌تواند شروع یک زندگی دوباره باشد، به همین دلیل پیشنهاد می‌کنیم دکور اتاقتان را تغییر دهید، وسایل شخصی‌تان را دوباره سامان دهید و کمی جا برای چیزهای نو باز کنید؛ حتی سعی کنید احساسات‌تان را هم تازه کنید. آشفتگی و کهنگی می‌تواند شما را افسرده کند و فقط استرس‌ها و اضطراب‌های شما را افزایش دهد. وقتی سعی کنید همه چیز را دوباره سامان دهید و مرتب کنید، مغزتان این آمادگی را پیدا می‌کند که خود را از درد جدا کند.

موسیقی‌های آرامش‌بخش را جایگزین آهنگ‌های غمگین کنید.

٩_ یک سری چیزها را باید دور بریزید.

تمام چیزهایی که ممکن است شما را به یاد دوست قبلی‌تان بیندازد دور بریزید، مثل‌ آهنگ‌ها، بوها، صداها، وسیله‌ها و…
١٠_ خوشبختی را در جاهای دیگر جستجو و پیدا کنید.

شاد و خوشبخت بودن را تجربه کنید یعنی سعی کنید همراه با دوستان و اقوام‌تان زمان بیشتری به تفریح بپردازید. با خود فکر کنید که رابطه تنها یک بخش از زندگی شما بوده‌است و اگر تنها باشید زندگی باز هم جنبه‌های زیادی برای لذت بردن دارد و شما می‌توانید به تنهایی برای خود تفریحات لذتبخش پیدا کنید.

یادتان باشد بهترین انتقامی که می‌توانید از دوست قبلی خود بگیرید این است که خوب زندگی کنید.

١١_ منفی‌ها را دور بریزید.

باید بدانید که احساسات بد و افسوس هیچ دردی را دوا نمی‌کند. اگر رابطه شما با دوست قبلی‌تان خیلی ویژه بوده‌است باید قبول کنید که همه چیز تمام شده‌است. شما باید به خود تبریک بگویید که این شجاعت را داشتید که رابطه را قطع کرده اید .

دریافت مشاوره رایگان

برای پرسش و پاسخ کوتاه رایگان، سوال خود را از طریق فرم زیر مطرح کنید. پاسخ، زیر این مقاله در سایت منتشر می شود و به ایمیلتان هم ارسال خواهد شد. برای گرفتن نوبت و مشاهده شرایط مشاوره و گفتگوی آنلاین یا تلفنی با مشاورین روانشناس همراز مشاور اینجا کلیک کنید.

This contact form is deactivated because you refused to accept Google reCaptcha service which is necessary to validate any messages sent by the form.